سلام امروز کمی اوقات فراغت داشتم و به اصطلاح بی ادبان،علاف...و ترجیح دادم بیام توی سایت دانشگاه برای کار علمی! هیمن طور که از کنار افراد مشغول به رد می شدم،داشتم از روی کنجکاویِ کودکانه،مانیتورها رو تماشا می کردم.. چشمتون روز خوب ببینه...در صفحات تنها چیزی که دیده نمی شد کار علمی بود! از سرچ برای بازی موبایل بگیر تا ورود غیر قانونی به فیس کلوب... البته حق هم دارند..دانشگاهی که با گذشتن دو هفته،هنوز به سرو سامانی نرسیده باشد،معلوم است که سایت آن هم باید به این منوال باشد.. و التماس دعا بسم الله الرحمن الرحیم .. اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبى بود که گریبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولین دچار دنیاطلبى شدیم، دچار مادیگرائى شدیم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافیگرى یواش یواش از قبح افتاد. وقتى ما اینجور شدیم، این سرریز میشود به مردم. میل به اشرافیگرى، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفادهى از ثروت به شکل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعى در خیلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها کردیم، ول کردیم، دچار شدیم، این سرریز میشود به مردم؛ در مردم هم این مسئله پیدا میشود. ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگى هستیم. من بارها این را عرض کردهام، باز هم عرض میکنم؛ این خطر است در راه ما. مصرفزدگى را باید کم کنیم، حرص به متاع و کالاى دنیا را باید کم کنیم. تا یک شایعهاى درست میشود که فلان چیز کم است، مردم هجوم مىآورند براى اینکه بیشتر آن را جمع کنند، که مبادا دچار کمبود آن شوند؛ در حالى که آن شىء ممکن است جزو چیزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس کم هم نیست، همین هجوم مردم آن را کم میکند. ما به این مسئله توجه نمیکنیم. این یکى از ضعفهاى ماست؛ ما این ضعف را باید برطرف کنیم. پس فرق ما با کشورهای غربی و نظام های سرمایه داری در چیست؟! شهدای ما اهل اسراف بودند یا امام شهدا؟!کجایند شهیدانی که اجازه ی گذاشتن سنگ قبر را برای خود ندادند... کجاست امامی که پوست گوسفندی که رویش می نشست،بعد از ولی شدن هم همان بود و بس.. واقعأ اگر یکی از این عزیزان،در روز قیامت جلوی ما را بگیرد و بگوید، چه شد آرمان های ما,ما چه جوابی داریم تا به او دهیم؟! چرا در کشوری که پایه و اساسش را بر پایه ی خدا و قرآن قرار داده،باید این همه تبلیغ آن هم از روی اسراف داشته باشیم با اینکه خداوند فرمود:کولوا والشربوا و لا تسرفوا و چرا باید بانک های و سیستم اقتصادی کشورمان،مبلغ ربایی باشد که جنگ با خداست این که هر روز در رسانه ها منتشر می کنیم،نظام اقتصادی آمریکا و غرب در حال فروپاشی است،چرا به این فکر نمی کنیم که آیا ما هم اگر راه آنان را در پیش بگیریم،به وضع آنان دچار خواهیم شد؟! پیَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الْرِّبَو اْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (سوره بقره آیه 278) چندی بود که در دانشگاه،در کلاسی شرکت می کردم به عنوان یادگیری روخوانی قرآن کریم قبلأ گمان می کردم که فقط من هستم که نسبت به مطالعه قرآن کاهل هستم ولی خدا می داند که قرآنی که خداوند متعال برای هدایت ما فرستاده است،در روی این زمین خاکی چقدر و چقدر غریب است و مِن الغریب إلی الحَبیب،حکایت امروزی این کتابِ گرامیست.. کتابی که بر قلبِ نازنین نبیِّ رحمت نازل شده و به راستی که چه قلب ِ سلیم و وسیعی می خواهد تحمل این منزلات و به پیغمبری به عزمت ابراهیم(ع) که بعد از نبیِّ ما،بالاترین مقام را در میان صفوف انبیاء داراست،فقط و فقط یک آیه نازل گردید و آن: بسم الله الرحمن الرحیم... درست است که تمام قرآن را می توان در همین آیه جست ولی... و این شاید یکی از دلایل نزول تدریجی باشد بگذریم که همچون منی را اذن برای معرفی قرآن نیست استادمان خاطره ای نقل می کردند که در کلاسی قرار شد که سوره ی مبارک یس را روخوانی کنند یکی از دانشجویان شروع به خواندن کرد،بسم الله الرحمن الرحیم،yes ! بله عزیزان این است وضع ما که هنوز بعد از 1400 سال! که به قول عده ای این آخوندها دیگر حرفی برای گفتن ندارند! و کسی نیست که پاسخ دهد که به همین هایی که هر روز گفته می شود،کسی گوش می کند یا نه! آقایی می فرمودند که در حالت و مرگ و زندگی قرار گرفتم و از من سؤال شد که برای قرآن چه کرده ای؟! حال درست است که منظور نوشتن تفسیر نیست که هر طلبه ای یک تفسیر پشت قباله ی اعمالش بیندازد.چون که به حد کافی در بابِ نوشتن اقدام شده است و به قول امام(ره) خداوند ما را برای اقدام آفرید... تمام مشکلات ما این است که از این کتاب فاصله گرفته ایم و حواشیه بر ما واجب تر است شنیدم فردی آمریکایی پایان نامه ای در مورد 900 موضوع از قرآن نوشته است! و من شاید نتوانم که نه سطر از قرآن را درست بخوانم و با این که شنیده ایم در قیامت،مومنان با آیات قرآن پرواز خواهند کرد و ندا خواهد آمد که تعال.. اما هنوز هم صوت مطربان شیرین تر از صوت خداست در روایتی دیدم که ایام امامت امام حسن،مردم با شنیدن صوت قرآن ایشان،بی هوش می شدند و چه بد بختیم که خودمان را از این عنایت محروم کرده ایم با دوری از امام زمانمان مگر نه اینکه قرآن و اهل بیت،ثقلین هستند و به هم وابسته و با هم تفسیر می شوند... پس تا قرآنی نباشد،قطعأ امام زمانی هم نخواهد بود... خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هو الله کارشان بی سلام.چندی است که پیگیر یک فیلم کوتاه از آیت الله(!) مهدی احدی هستم که در مورد آیت الله العضمی بهجت ره بود موضوع فیلم از این قرار بود که آیت الله بهجت،زمان و مکان فوت خودشون رو خبر داده بودند و خبر داده بودند که امسال به مشهد نمی روند و در حال انتقال به بیمارستان فوت کرده اند...! طبق معمول ما ایرانی ها و اصولأ ساده که حتی پای اینچنین فیلم هایی زار می زنیم و گریه می کنیم و باعث وهن و تمسخر مذهب می شویم ...مثل همان مستند ظهور معروف که همگی در اول ماجرا به وجد آمدیم ولی بعدأ برادران برجکمان را زدند! دنبال یکی از نزدیکان حضرت آیة الله بهجت می گشتم که خدا پسر گرامیشون رو به من معرفی کرد جریان رو براشون تعریف کردم و ایشون تمام این مزخرفات رو رد و تکذیب کرد جالب این که اصلأ آیت الله بهجت در منزل شخصیشون فوت کرده اند نه در خیابان و در داخل ماشین.و در ضمن،اصلأ آیت الله بهجت در حال خواب فوت کرده بودند نه در حال بیداری!و جالب تر اینکه آقای احدی گفته اند که یک هفته قبل مرگشان خواب به چشم نداشتند! و اصلأ خبری از اسلام علیک یا صاحب الزمانی که آقای احدی گفته اند،در لحظه ی فوت حضرت آقا نبوده.... راستش این جریانات رو که شنیدم،تنم لرزید که آیت الله مملکت هم دروغ گوست،آن هم چه دروغ های بزرگ و زیبایی.. چند لحظه پیش که به گوگل (ع) سری زدم،دیدم که ب...ل...ه چه خبره...پر است از روایاتی که ایشون از این و آن نقل کرده که فلان کس امام زمان را دیده و گفته که هفت قدم بیا جلو بعد برو راست و... و از این گونه مزخرفات.. حالا جالب تر اینکه این آقا شاگرد آیت الله بهجت و وحید خراسانی و ... بوده البته این دلیل نیست چون خیلی ها شاگرد امام صادق (ع) بودند ولی... روایاتی که با سوز و گداز از تشرف آیت الله خامنه ای محضر حضرت حجت داشته اند،به جز وهن و مسخره شدن سودی ندارد فرض کنیم که تشرف داشته اند،مطمن باشید که نه امام زمان راضی به بیان این مطالب است نه رهبر عزیز حدیثی دیدم از امام زمان که در آخرین نامه ی خود فرموده اند که هرکس بگوید که مرا دیده،کاذب است...! دوستان این حدیث نکته ی خیلی ظریفی دارد این حدیث منکر رویت امام نیست،بلکه تصدیق این مطلب است که هر کس با امام زمان ارتباطی دارد،هرگز بیان نمی کند و مثال بارز آن آیت الله بهجت...(ره) که به راستی بهجت،بهجت است! خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه که واقعأ تشخیص فقیه از فقیه کاریست ناممکن! ما که به لطف خدا، عزاداری را از نیاکان خود در سایه مکتب اسلام و سیره پیامبر اکرم و اهل بیتش فراگرفتهایم، لازم است این سنت حسنه را به نسل خود با منطق و آثار و برکات آن منتقل کنیم. مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین... همانطور که با خبر شدیم،جدیدأ هواپیمای جاسوسی آمریکا در ایران سرنگون شده است و البته در حال حاضر اطلاعات زیادی از نوع هواپیما در اختیار نیست ولی ظاهرأ و این طور که معلوم است،افتخار بزرگی نصیب ایران و ایرانی های عزیز شده است که در حالی که کارشناسان غربی در حال بررسی موضوع و بهت به سر می برند! به این دلیل که :«و ما رمیت اذ رمیت والکن الله رما» سلام. چند روز پیش توی تلوزیون خبرهایی از امام موسی صدر شنیدم..درسته که گرم لذتِ آشپزی بودم ولی این خبر خیلی لذیذتر از غذای من بود.. شهری که امام موسی در آن به روایتی زندانی بود به تصرف تقریبی انقلابیون در آمده بود و البته یکی از کسانی که در مرزداری لیبی کار می کردند،رو هم نشون داد که اعتراف کرد چند سال هر چه در مورد امام موسی گفته،چرت و پرت بوده..! من خودم شاید تا اواخر زیاد امیدی به زنده بودن ایشان نداشتم ولی با شنیدن روایتی از آیت الله بهجت،به این جریان ایمان آوردم.. به امید روزی که ذخیره ی خدا به وطن برگردند...انشالله بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ فَاِنَّکَ خدایا خود را به من بشناسان زیرا اگر تو اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَکَ خود را به من نشناسانى من پیامبرت را نخواهم شناخت خدایا پیامبرت را به من بشناسان فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى که اگر پیامبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت خدایا بشناسان به من حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى حجت خود را که اگر حجتت را به من نشناسانى از دینم گمراه گردم . . سلام.. خواستم مطلبم رو با این دعا آغاز کنم که مربوط یه معرفت امام زمان و امامان(ع) هست شروع کنم تا حداقل مطلبم کمی از ریا خارج بشه.. زمان،زمانِ بدیست و خدا به دادمان برسد که ایمان آوردنمان تنها با صفحاتی کاغد و حدیث های گوناگون است... هر وقت که به این حدیث پیامبر فکر می کنم،خودم رو با این جمله آروم می کنم که یقینأ ارزش دینداری ما،بیش از زمانِ امامان است.. یا امام زمان اما افسوس که شما نیستید یا بهتر بگویم شما هستی و ما نیستیم... شما همان خورشیدی..چه پشت ابر،چه در روبروی دیده ی ما.. اما چه کنم که ظرف وجودم بسیار آلوده است و مهرِ این غلام،با این اوصاف به دلِ شما نمی افتد آقا جان شما که خودت با خبری که در این شهرِ درندشت و پر گناه چه می کشم ولی آقا جان شما که شاهدی شیعه های شما،امروز چه غلط هایی در این جامعه می کنن..من در عجب هستم که با وجود این همه اعمال،بر شما چه می گذرد... آقا جان امروز به من خیلی سخت گذشت خیلی سخت تر از روز های دیگه اما آقا جان ای کاش که روزی مهمان خوابم شوی... ای عزیز زهرا..به خدا دل حزینم.. من که نه شیعه ی شما هستم نه از یاران شما..ولی مهرِ شما بدجوری داره من رو می سوزونه.. من که لایق دیدار شما در بیداری نیستم اما... . . آخرالزمان است و دوران دوری از ولایت.. گاهأ که از این شهر آلوده خسته می شم به سرم می زنه که از این شهر فرار کنم به قم به خدا دیگه بریدم ولی بعدش با خودم می گم که لابد دینداری در این شهر هم اجرش بیشتره... خدایا چنین کن که سرانجام کار،تو خشنود باشی و من رستگار.. چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟ حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین(ع) را زیارت کند " چه از راه دور یا نزدیک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد . چند نکته در رابطه با این حدیث قابل ذکر می باشد : اول اینکه گوینده مطلب یک امام معصوم است، بنابراین خیلی قابل اهمیت می باشد . دوم اینکه امام معصوم قسم می خورد که این تأکیدی براینکه حتماٌ حاجت این شخص را خداوند خواهد داد . سوم اینکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزدیک امام حسین(ع) را بوسیله خواندن زیارت عاشورا زیارت کند، از راه دور این کار را انجام دهد . چهارم اینکه حاجات مادی و معنوی بوسیله این زیارت توسط خداوند برآورده می گردد . برای رسیدن به مقام قرب الهی نیز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسیله مطمئن، راحت، سریع و ... برای رسیدن به خداوند عشق به امام حسین(ع) می باشد .با عشق و ارادت به سالار شهیدان کربلا می توان سریعتر و مطمئن به هدف رسید. برای رسیدن به محبت و عشق و علاقه امام حسین(ع) نیز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سریعتر انسان می تواند بوسیله آن به بارگاه امام حسین(ع) راه یابد، و جزو شیفتگان و عشاق سیدالشهداء گردد، از طریق خواندن زیارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن این زیارت شریف می باشد. دلایل مختلفی برای اثبات این ادعا وجود دارد که عبارتند از : 1- زیارت عاشورا از احادیث قدسی می باشد. روایت صفوان در مورد زیارت عاشورا بیان کننده این امر است که جبرئیل امین این زیارت را از طریق خداوند متعال برای پیامبر(ص) قرائت نمود و این زیارت از طریق معصومین به امام باقر(ع) رسید و از طریق این امام معصوم به دست شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) رسیده است. 2- ائمه ما شیعیان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکید به خواندن و مداومت به خواندن این زیارت شریف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سید رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سید رشتی می فرمایند: که چرا عاشورا نمی خوانید و بعد سه بار می فرمایند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی) 3- علماء وبزرگان ما نیز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکیدفراوان داشته اند و خود نیز این کار را انجام می داده اند و یکی از علل موفقیت اکثر بزرگان و علماء خواندن زیارت عاشورا بوده است. چه بسیار زیبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقیقه از وقت خود را برای سالار شهیدان و زیارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زیبائی خواهد بود روزی که با نام و یاد عزیز زهرا(س) شروع شود. مطمئن باشید که امام حسین(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط باید دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و یقین داشته باشید که جواب سلام را امام حسین(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نماید. فقط باید گوش ما شنوا و لایق شنیدن جواب سلام ایشان باشد.
گزیده از سخنان رهبر معظم انقلاب،حاج سید علی خامنه ای حفظه الله
همانطور که مستحظر هستید ایشان خطبه های نماز را با بیان کردن نقاط قوت این مملکت و امت،شروع کردند.ولی چون روحیه و اعتقاد من به گونه ای است که معمولأ گرایش بیشتری به اشکالات دارم(!) این فراز از سخنان ایشان،به نظرم جالب آمد:
امروزه در تمام کشور های دنیا مردم را به مصرف بیشتر و بیشتر تبلیغ می کنند و در کشور ما نیز هم.!
اى کسانى که ایمان آوردهاید! تقواى الهى پیشه کنید و آنچه را از (مطالبات) ربا باقى مانده است، رها کنید، اگر ایمان دارید.


خداوند در سوره «کوّرت» با یک آهنگ استثنایی میپرسد: آن گاه که آفتاب تابان تاریک شود و ستارگان تیره شوند و کوهها به حرکت درآیند و ... پرسیده شود که دختران زنده به گور به کدامین گناه کشته شدند؟ ناگفته پیداست که مشرکین دختران خود را زنده به گور میکردند. ولی چون این دختران مظلوم بودند، خداوند به حمایت آنان برخاسته. (این بود نمونه حمایت از مظلوم، هرچند مسلمان نباشد).
و اما حمایت از مظلومان مؤمن. در سوره «بروج» میخوانیم مرده باد اصحاب اخدود که با ریختن مؤمن به درهای و سوزاندن آنان، بیننده این جنایت خود بودند، حال آن که تنها گناه آنان ایمان به خدای عزیزِ حمید بود؛ بنابراین گفتن مرگ بر ظالم، یک سنت قرآنی است.
و اما سیره نبوی. پس از آن که هفتاد و دو نفر از یاران پیامبر در احد کشته و در خانهها عزاداری بپا شد، پیامبر اکرم پرسید: چرا برای حضرت حمزه که سید شهدا بود، عزاداری نمیشود؟! معلوم میشود عزاداری برای شهید مورد توجه است و همچنین همین که جعفر طیار در جنگ شهید شد، پیامبر دستور داد برای آل جعفر غذا تهیه کنید. از این نیز معلوم میشود، تغذیه عزاداران و داغداران یک سفارش نبوی است.
تجلیل بزرگان در قرآن
عزاداری و بیان فضائل اهل بیت، نمونهای از یاد نیکی است که خدا به پیغمبرش میفرماید و رفعنا لک ذکرک.
توجه دلها به اهل بیت، نمونهای از دعای ابراهیم است که از خدا خواست خدایا، دلهای مردم را به سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم) عشق به اهل بیت مصداق روشن وعدهای است که خداوند به مؤمنین داده که «سیجعل لهم الرحمن ودّا»
در مراسم عزاداری و نقل فضائل مطالبی را به خوبی درک میکنیم:
به خوبی میفهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است. (و العاقبة لاهل التقوی)
به خوبی میفهمیم که چگونه نقشههای شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنیامیه نقش بر آب شد. (ان کید الشیطان کان ضعیفا)
به خوبی میفهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه)
به خوبی میفهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروختهتر میکند. (یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم)
بنا به روایات، در تاریخ انبیاء و پیامبر اسلام و اهل بیت، همه آنان برای امام حسین اقامه عزاداری میکردند. البته اقامه عزاداری خواندن تاریخ کربلا در منزل نیست. بلکه مثل برپایی نماز، نیاز به یک توجه و عنایت و حرکت و حماسه دارد.
امروز دشمنان ما اقرار میکنند که ما حریف شیعیان نمیشویم، زیرا آنان دو بال قوی دارند؛ بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی است. آنان از شهادت نمیترسند. از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمیترسند. چون رهبرشان امام حسین آن گونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال نداشت و آنگونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند و آنگونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام با هیاهو، جلوی شنیدن مردم را گرفتند؛ اما شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است.
از سوی دیگر، اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمیشوند و هیچ حکومتی با هیچ شیوهای اینان را راضی نمیکند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غایب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند، به دلیل آن است که این افراد را نایب آن سرور میدانند.
عزاداری هماهنگی با انبیا و اهل بیت و همنوایی با حضرت مهدی است. امام صادق ـ علیه السلام ـ به شاعری فرمود: شنیدهام مرثیه میخوانی؟ گفت: بله. فرمود: بخوان. امام آنگونه با صدای بلند گریه کرد که از کوچه صدای حضرت شنیده میشد.
عزاداری هماهنگی با فرشتگان و بهشتیان است. امام زمان ـ علیه السلام ـ میفرماید: ای حسین، عزاداری تو در اعلی علیین اقامه شده و حتی حورالعین در عزاداری تو به صورت خود سیلی میزنند. (و لطمت علیک الحورالعین)
عزاداری نوعی بیعت با امام از راه دور و از طریق احساسات است.
عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مظلومان است.
عزاداری، نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان میگوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی که در کربلا بود) یاد گیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرینتر است. به جوان میگوید از علی اکبر یاد گیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست.
عزاداری یعنی مخالفت و حذف همه سیاستهای انحرافی.
عزاداری یعنی زنده نگاه داشتن خاطرات فداکاران. (بر همه افرادی که توان دارند، حج واجب شده و بخشی از اعمال حج، زنده نگاه داشتن خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر است. زائران خانه خدا در صفا و مروه شبیهسازی میکنند و همچون هاجر با هیجان میدوند، تا آن خاطره زنده بماند و ما همان گونه که از پدر و پسر و همسر در مکه تجلیل میکنیم، باید از امام حسین و فرزندان و اصحاب و زینب کبری و خاندان او نیز تجلیل کنیم.)
شاید اگر بگوییم تجلیل ما در کربلا باید بیش از مکه باشد، سخنی گزاف نگفتهایم، زیرا در مکه ابراهیم و اسماعیل آماده گذشت از جان شدند. ولی قتلی صورت نگرفت؛ اما در کربلا علاوه بر قتل، قطعه قطعه شدند. در مکه چند ساعتی برای کودک آنجا (اسماعیل) آب نبود، ولی بعد آب زمزم از زمین جوشید. ولی در کربلا آب نجوشید؛ بنابراین تجلیل فداکاران که در مراسم حج آمده، بزرگداشت فداکاری آنان است.
عزاداری یعنی اجتماع، تعهد، غیرت، حرکت هدفمند.
عزاداری یعنی وحدت ملی (ترک و فارس، عرب و عجم، زن و مرد با هر نوع لهجه و آداب و رسوم)
عزاداری یعنی یک بسیج دهها میلیونی همراه با سوز بدون اجبار و بدون چشمداشت؛ عاشقانه و هر سال.
عزاداری یعنی صبر و مقاومت را ببین و یاد گیر.
عزاداری یعنی بلند نگاه داشتن پرچم مقاومت، مبارزه، مکتب، انقلاب، ایثار، اخلاص، شجاعت.
عزاداری یعنی یک کلاس عمومی تعلیم و تهذیب؛ رضاخان که مأمور محو اسلام بود، به فکر منع عزاداری افتاد.
عزاداری یعنی نگه داشتن قانون پیروزی خون بر شمشیر؛ همان چیزی که امروز در بیداری اسلامی کشورها دیده میشود.
عزاداری یعنی عالیترین نوع تنفر از ظلم و ظالم.
عزاداری یعنی قساوتزدایی و تحریک عواطف و مظلومیابی و ظالمکوبی.
عزاداری یعنی بزرگ داشتن شعائر.
عزاداری یعنی نفوذ در دل مردم دنیا، تا آنجا که گاندی میگوید: رهبر من امام حسین است، تا آنجا که در دانمارک که کاریکاتور پیغمبر را کشیدند، بزرگترین اجتماع روز عاشورا برای شیعیان در خیابانها جلوه میکند.
عزاداری یعنی دعوت به حق و منطق، ولی در قالب احساسات و هنر.
عزاداری بستری برای میلیونها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمکها.
عزاداری بستری برای دهها هزار هجرت روحانیون به دورترین نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام.
(در سایه عزاداری است که در خیابانهای نیویورک نماز جماعت برپا میشود)
عزاداری بستری برای رشد حماسهها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال است.
عزاداری یعنی تعطیل کردن بازارها و خیابانها و به فکر مظلوم افتادن و ظالم را محاکمه کردن.
عزاداری یعنی از جرقهها جریان ساختن.
عزاداری یعنی خود را در آیینه کمال دیدن. امام از جان، مال، فرزند، وطن، همسر، مسکن، لباس، غذا، طفل، جوان، اصحاب و ... گذشت، فقط از دین نگذشت. ما چه کردهایم؟
عزاداری یعنی محو طبقات؛ تاجر و فقیر، شهر و روستا، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه یکسو شدن.
در عزاداری میآموزیم که در سختترین شرایط از خدا راضی باشیم که امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود: «رضاً برضاک» و در سختترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم. که فرمود: «لا معبود سواک».
در عزاداری میآموزیم به ولایت الهی وفادار باشیم. هرچند دو دستمان قطع شود.
در عزاداری میآموزیم که له میشویم، ولی شکسته نمیشویم.
در عزاداری است که میشنویم درهای غیب به روی افراد باز میشود.
در عزاداری میآموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است.
در عزاداری میآموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر.
در عزاداری میآموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست. نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب)
در عزاداری میآموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمیکند.
در عزاداری میآموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر میشود. (مسیحیان همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند. ولی طرفداران بنیامیه با اینکه دیدند امام حسین با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند)
در عزاداری میآموزیم که چگونه انسان از گرگ درندهتر میشود و غرور و تکبر و ریاست، نااهلان را تا آنجا پیش میبرد که چوب بر لب و دندانی میزند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر آن را میبوسیدند.
در عزاداری میآموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و دوستی و پیروی اهل بیت که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بینظیری شهید میکنند و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه و ... نمیگذرد.
در عزاداری با مدیریت بحران آشنا میشویم، که امروز در دانشکدههای مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده.
عزاداری یعنی بیدار کردن خفتگان، تعلیم جاهلان، به غیرت آوردن بیتفاوتان؛ هرچند به قیمت زیر سم اسب رفتن باشد.
از کربلا میآموزیم که حقالناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین ـ علیه السلام « زمین کربلا را خرید، تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زایرانش در ملک مردم پا ننهند.)
در کربلا میآموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین هم سر علی اکبر را در بغل گرفت، هم سر غلام را)
از کربلا میآموزیم سر از بدن جدا میشود، ولی از قرآن جدا نمیشود. (سر امام بالای نی قرآن خواند.)
از کربلا میآموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند.
در عزاداری میآموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند.
در عزاداری میآموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود.
عزاداری نماد بزرگی از تولی و تبری است.
در عزاداری میآموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز میتوانند برای ابد الگو باشند.
در عزاداری میآموزیم میتوان یک بسیج سریع، خالص برای اهداف بلند به راه انداخت.
عزاداری نیابت بردار نیست؛ یعنی نمیتوان کسی به جای دیگری در مجلسی شرکت کند، بلکه خودش باید دل بدهد، دل بسوازند، اشک بریزد، خرجی بدهد، حرکت کند.
در عزاداری میآموزیم که باید از بازماندگان همدردی کنیم. این مسأله به قدری مهم است که حتی ریاکاری در آن جایز بوده و مستحب است خودتان را به صاحب عزا نشان دهید.
در پایان به چند نکته فقهی اشاره کنم:
1 ـ لب زدن به هر خاک حرام است، جز خاک کربلا.
2 ـ در حرم کربلا مثل خانه خود نماز را چهار رکتی میتوان خواند؛ یعنی در آنجا احساس غربت نکن.
3 ـ به گفته روایات خاک کربلا رمز قبولی نماز است.
4 ـ خاک کربلا انیس مرده در قبر است.
5 ـ خاک کربلا رمز امان و بیمه کالاهای تجاری است.
6 ـ تسبیح خاک کربلا نشان وفاداری به شهدای کربلاست. همانگونه که طرفداران رنگ قرمز و آبی با همان پرچم و اتوبوس تظاهرات میکنند، شیعیان نیز با داشتن خاک کربلا وفاداری خود را اعلام میکنند که ما طرفدار تیمی هستیم که زیر بار زور نرفت و تسلیم طاغوت نشد.
7 ـ جالب آن است که دعایی که برای آب فرات آمده، همان دعایی است که برای آب زمزم است؛ «اللهم اجعله علماً نافعا و رزقاً واسعاً و شفاعاً من کل داء».
8 ـ با اینکه آب فرات پیش از شهادت بوده و اکنون این آب، آب زمان امام حسین نیست، اما به خاطر کوچکترین مناسبت باید در بستر زنده نگه داشتن کربلا مورد توجه قرار گیرد.
9 ـ با اینکه قبر مرده عادی را پس از متلاشی شدن بدن و یا سی سال میتوان نبش کرد، ولی قبر شهید را حتی اگر یک سرباز ساده باشد، برای هیچ وقت نمیتوان نبش کرد.
10 ـ وظیفه ما زنده نگه داشتن آثار و یادگارهای شهداست. همان گونه که امام صادقـ علیه السلام ـ پیراهن امیرالمؤمنین را که در آن شهید شده بود، نگاه داشته و گاهی به مهمانهای خود نشان میداد و امام سجاد فرمود: پیراهن پدرم را که در آن شهید شده و مادرم آن را بافته، به ما برگردانید.









| Design By : Pichak |

